خرید بک لینک

برخی دوستان ایراد گرفته اند که پس از گذشت این همه سالها چه لزومی برای پرداختن به این حوادث تلخ وجود داشته است؟ در جواب به آنها میگوییم پرداختن به حوادث تلخ گذشته به مراتب واجب تر از پرداختن به بقیه حوادث تاریخی است چرا که تنها با شناخت آنها عبرت گرفته و از تکرار آنها جلوگیری به عمل می آید فکر می کنم سخنی از هوراکيوسوربيستکی، روزنامه نگار آرژانتينی بهترین جواب برای آنها باشد:

"هميشه از ما می پرسند چرا زخمهای بسته شده را دوباره باز می کنيد؟ می گوييم : برای اينکه آن زخمها، بد بسته شده اند. اول بايد عفونت را معالجه کرد و بعد زخم را بست. وگرنه زخمها خودشان دوباره سر باز می کنند"

مدخل: در کنار دریاچه رو به خشک ارومیه شهر زیبای نقده با ترکیب جمعیتی دو قوم تاریخی ترک و کرد قرار دارد دو قومی که سالیان متمادی برادروار در کنار هم زیسته، در شادی همدیگر خندیده اند و در عزای همدیگر گریسته اند اما در سپیده دم پیروزی انقلاب دچار شدیدترین و خانمان سوزترین جنگ خانگی گردید و زخم حاصل از آن سالهای متمادی را لازم دارد تا بلکه التیام یابد.

در اين مقاله خواهم كوشيد با بهره گيري از منابع نويسندگان و محققين كردي ،فارسي،نشريات كيهان واطلاعات آن زمان و همچنين مصاحبه با شاهدان عيني و اشخاصي كه خود در حادثه تلخ دخيل بودند منصفانه نوري بر افكنم بديهي است كه قضاوت نهايي به عهده خوانندگان خواهد بود. اسامي برخي از افراد مصاحبه بنا به درخواست خودشان ذكر نشده است.

برخی از منابع در خصوص جنگ خانگي نقده کاملا مغرضانه نوشته شده اند و کوشش کرده اند تصویری کج و معوج از آن ارائه دهند به عنوان مثال مورخ مشهوری چون کریس کوچرا در کتابش تنها نیم صفحه، آنهم بدون ارائه کوچکترین منبع و سند به آن اختصاص داده آیا این بدان خاطر نبوده که مقصر اصلی آن حادثه تلخ، چون حزب دمکرات کردستان بوده و کریس کوچرا عمدا سعی کرده سرسری از آن حادثه رد شود و آنرا مسکوت نماید[1] او در کتاب قطور خود در خصوص این ماجرا چنین مینویسد: "وقایعی جدی در نقده روی می دهد. قاسملو که جهت گشایش دفتر حزب دمکرات کردستان ایران به شهر نقده دعوت شده بود درست 5 دقیقه بعد از آغاز سخنرانی خود با شلیک گلوله متوقف می شود.در آغاز تنها چند نفر زخمی شدند،اما کردها که اتومبیل های خود را در محله آذری ها پارک کرده اند بدام افتاده اند و شبانه ضد حمله ای شروع می کنند و جنگ حدود 3 روز به طول می انجامد.ارتش با زره پوش هایش به منظور برقراری نظم دخالت می کند. روی هم رفته ،قربانیان این جنگ که تا 27آوریل در دهات اطراف نقده ادامه می یابد،بر اساس منابع کرد بالغ بر 350 نفر است".[2] اين نوشته سرشار تحريف و اشتباه است

اصل جريان درگيريهاي نقده به شكل زير بود: حزب دمکرات کردستان قبلا در 11 اسفند 57 يك اجتماع بسيار بزرگ در ميدان ورزشي شهر مهاباد برگزار کرد و بدیوسیله موجوديت خود را اعلام کرد اما در اين اجتماع چندين هزار نفری ، قرار گذاشته ميشود در مراكز ديگر كردنشين نیز اين جلساتِ اعلام موجوديت, برگزار شود و نقده به عنوان اولين مركز بعد از مهاباد انتخاب ميشود. و

میشود.[3]

درخواستهای مکرر مردم و ریش سفیدان نقده از سران حزب برای تغییر محل مراسم در منطقه تركنشين نقده کارگر نمی افتد.[4] حتي دفتر و شاخه خود حزب در نقده نيز حساسيت مسئله را يادآوري ميكند اما اين انذارها نشنيده ميماند.[5]

در خصوص اشتباه نقده حتی رهبران حزب نیز اعتراف نموده اند که سهل انگاری کردند و در دامی خطرناک افتادند در این مورد"آقای رحیم خرازی که از مطلعین است از آقای حاج میرزا محمد محرر از محترمین وروحانی شیعه نقده نقل می کنند که چند بار به کمیته حزب دمکرات سفارش کرده بود که به مصلحت نیست در این شهر به ویزه بخش ترک نشین دمکرات ها تظاهرات و مراسم برپا کنند چون دست های پنهانی در کارند تا آشوب برپا نمایند ... [6]"

دکترابريشمي از محققین کرد مینویسد : «در نقده اولاً با توجه به اين كه دو سوم جمعيت را تركها تشكيل ميدهند، ثانياً ورزشگاه در منطقة تركنشين قرار داشته وقتي كه نشست نقده در مناطق تركنشين بخواهد برگزار شود بحران ايجاد ميشود... برخي از آدمهاي محترم و روحانيون ترك آمدند پا در مياني كردند, با دفتر حزب تماس گرفتند بلكه اين مراسم اولاً مسلحانه برگزار نشود. ثانياً در منطقه كردنشين برگزار شود, [7]

غنی بلوریان که خود در آن زمان از سران حزب دمکرات بوده در خاطرات خود ضمن اشاره به این موضوع می نویسد: « کمیته ترک های نقده نامه ای به کمیته حزب می فرستد و می گویند: ترک هاي نقده از این اقدام شما ناراضی هستند و نمی خواهند شما به صورت مسلحانه در منطقه آنها اقدام به برگزاری مراسم بکنید و پیشنهاد می کنند که این مراسم در کنار شهر انجام شود.» [8]اما متاسفانه این خواستهای منطقی در تصمیم سران حزب بخصوص شخص دکتر قاسملو کارگر نمیxadافتد و در نتیجه قدم به قدم فاجعه نزدیک میشود.

بعدها عبدالله حسنزاده دبيركل فعلي حزب دموكرات نیز در كتاب «نيم قرن مبارزه», اذعان ميكند كه در فاجعة نقده، رهبران حزب سهلانگاري كردند و در دام خطرناكي افتادند. «[9]

دکتر ابریشمی می نویسد:

« حزب دمکرات بدون عنایت به جوانب کار در نقد ( که دو سوم ساکنان شهر را ترکها تشکیل می دادند ) بدون توجه به شرایط شکنند و پر خطر منطقه ، برگزاری تظاهر اتی را در میدان ورزش شهر تدارک دید. اگر چه خیر خواهانی در نقده به آنان توصیه کرده بودند که دست های پنهانی در کار است : تا بین ترک و کرد خونریزی و دشمنی پدید آورند معهذا ، حزب و کمیته نقده توجه نکردند آنان، خود و ساکنان کرد منطقه را به دام انداختند در نتیجه ، هزاران نفر کشته شدند و ساکنان کُرد نقده آواراه گشتند و اموال شان به غارت رفت.( مسئله کرد در خاورمیانه و عبدالله اوجالان ؛ نگارش و ترجمه عبدالله ابریشمی .- ( بی جا) ، توکلی ، 1378ص 62)

وقتی میتنگ نقده که در مناطق تركنشين در ورزشگاه در حال برگزاري بوده ـ دستهايي (مشخص نيست از كدام طرف) شروع ميكنند به تيراندازي و ايجاد بلوا و كشت و كشتار راه ميافتد، بطوری که تنها در روز اول25 نفر کشته و 50 نفر زخمی میشود.[10]

در واقع، پس از اينكه عوامل حزب دمکرات کردستان پادگان مهاباد را خلع سلاح نمودند پس از سازماندهي، با لشكري كاملا مسلح كه تعدادشان بيست هزار تن عنوان شده، جهت برگزاري ميتينگ حزبي راهی نقده شده بودند.

روز قبل آن حادثه شوم" باران خاك سرخ "در شهر باريده بود شهر سيماي سرخگون به خود گرفته و همگي اهالي شهر را متعجب و بهت زده كرده بود علت آن به هر عامل جوي بستگي داشته باشد چندان مهم نيست مهم اين است كه اهالي، آنرا به حادثه شومي تعبير كرده بودند كه قرار بود به زودي چون بختكي بر سينه مردم شهر بنشيند...!.

[1]. شايان ذكراست چون به اصل كتاب كه به زبان فرانسوي است دسترسي نداشتم نميتوان به قطعيت حكم داد كه آيا اصل كتاب نيز چنين بوده يا مترجم اين بخش از كتاب را چنين بي سروته كرده است.

[2]. کریس کوچرا ،ترجمه عزیز ماملی.-اربیل عراق:2003ص182.

[3]. کیهان،مورخه23اردیبهشت1358

[4]. (تاریخ بیست ساله پاسداری از انقلاب اسلامی در غرب کشور،نوشته مصطفی ایزدی و..._.تهران:دانشگاه امام حسین،1386ص213)

[5]. آقاي معروف شيخ آقايي از فعالين سياسي زمان شاه كه از كردهاي اهل مهاباد ميباشد در گفتگو با من بر اين امر صحه نهاد.

[6]. ( به نقل از : مسئله کرد در خاورمیانه و عبدالله اوجالان ؛ نگارش و ترجمه عبدالله ابریشمی .- ( بی جا) ، توکلی ، 1378. ص 87)

[7]. مسئله کرد در خاورمیانه و عبدالله اوجالان ؛ نگارش و ترجمه عبدالله ابریشمی .- ( بی جا) ، توکلی ، 1378ص37.

[8]. برگ سبز (ئاله کوک) نوشته غنی بلوریان ،ترجمه رضا خیری مطلق-تهران :خدمات فرهنگی رسا،1379ص 368.

[9]. نيم قرن مبارزه, عبدالله حسنزاده...ج اول، ص61

[10]. تاریخ بیست ساله پاسداری از انقلاب اسلامی در غرب کشور،نوشته مصطفی ایزدی و..._.تهران:دانشگاه امام حسین،1386ص

213

حادثه نقده:درسها و عبرتها ( قسمت دوم)

مردم شهر اعم از ترك و كرد قبل از اين، به خاطر تاراج اسلحه خانه گروهان ژاندارمري شهر مسلح شده بودند و از پي آن، خريد و فروش اسلحه در شهر به امر عادي بدل شده بود. دكتر ابريشمي مي نويسد:"حتی در نقده که بیشترشان ترک هستند و طرفدار حزب دمکرات کردستان نیستند یکی از کرد ها « اسلحه کلاشینکفش را نشان داد و گفت من این سلاح را به قیمت سی هزار تومان برای حراست از دین و ایمان و ناموس و ملیتم خریده ام.[1]

آقاي بناوند از فعالين تسخير اسلحه خانه گروهان ژاندارمري (ژاندارمري هنوز مقاومت ميكرد و تسليم انقلاب نگشته بود) در مصاحبه با من ميگويد:

"دقيقا روز 23بهمن1357بود كه به اتفاق همشهريهاي كرد به صورت متفق و متحد گروهان ژاندارمري شهر را گرفتيم...از مسجد حضرت صاحب الزمان بيرون آمديم و درحالي كه شعار بر عليه رژيم ميداديم به راه افتاديم كردها نيز از مقابل يعني از طرف خيابان امام خميني ظاهر شدند به همديگر پيوستيم و يكي شده با شعار تسخير گروهان ژاندارمري به طرف آن حركت كرديم از مقابل شهرباني بدون تعرض به آن رد شديم زيرا شهرباني قبل از اين تسليم شده و با انقلاب اعلام همبستگي كرده بود وقتي به نزديكيهاي ديوار گروهان ژاندارمري رسيديم بدون كوچكترين اخطاري شروع به رگبار به سوي مردم بي دفاع كردند 17 نفر به زمين افتاده و در خون خويش غلتيدند...در وقت فرار به زمين افتاده بودم دهها نفر از رويم رد شدند... به نحوي افتان و سينه خيز خود را به عقب كشيديم اما دست بردار نبوديم دو ساعت بعد دوباره به طرف گروهان ژاندارمري حركت كرديم اين بار با ساختماني كاملا خالي از نيرو مواجه شديم تمام نيروهاي گروهان ژاندارمري فرار كرده بودند با جمعيت وارد ساختمان شديم وقتي در اتاقي را گشوديم پر از اسلحه بود هر كس هرچه دلش ميخواست مي قاپيد به زودي اتاق خالي گشت و من يك تيربار ژ3 برداشتم فشنگهايش را بعدا از بازار خريدم وقتي بعدها حزب دمكرات وارد نقده شد با همان تيربار ميجنگيدم..."[2]

در خصوص صبح روز متينگ حزب دمكرات كردستان آقاي(....)ميگويد:

"صبح كه از خواب بيدار شديم يكمرتبه ديديم در سر تمامي كوچه هاي منتهي به خيابان امام و ايستاديوم ورزشي، افرادي از حزب دمكرات، مسلحانه ايستاده و بازوبندهايي بر بازو بسته بودند كه روي آن نوشته بودند: چاوداران(مواظبين)...حدس ميزديم كه اتفاق ناگواري رخ خواهد داد كنارخيابان انگشت در ماشه اسلحه آماده، به همراه دوستان ايستاده بودم و اعضاي حزب دمكرات به صورت مسلح دسته دسته از جلوي مان به طرف ورزشگاه رژه ميرفتند از شدت اين دهن كجي چشمانم از عصبانيت سرخ شده بود يك لحظه نتوانستم خود را كنترل كنم بلندگوي دستي را گرفتم و به تركي خطاب به تركها گفتم "بر شماها ننگ باد اين همه..." در همين زمان يكي از دوستان اسلحه به دست كه در كنارم بود يك مرتبه تيري شليك كرد بلافاصله كل اعضاي مسلح حزب دمكرات در ورزشگاه با هم شروع به تيراندازي هوايي كردند از صداي مهيب آن انگار ديواري فروريخت. با پرخاش بسوي آقاي ...كه اولين تير را بي مسئولانه شليك كرده بود رفتم و يخه اش را گرفتم مردم مانع شدند زيرا ما در نهايت موضع ضعف و تدافعي بوديم و شليك گلوله اي در آن زمان از سوي ما اشتباه فاحشي بود اما ديگر تير از كمان گذشته بود و پشيماني هيچ فايده اي نداشت...[3]

به او ميگويم آن شخص اشتباه كرد اما شما نيز با بلندگو موجب تحريك او شديد ...

در جواب ميگويد "در آن وضعي كه ايجاد كرده بودند و آن همه اسلحه دست مردم افتاده بود در هر صورت يك نفر شليك ميكرد و از صبح همان روز و روزهاي قبل از آن نيز بارها شليك شده بود زيرا آن حزب عمدا براي زهرچشم گرفتن آمده بود و مي دانست كه تنها راه دستيابي به سه پادگان پسوه،جلديان و پيرانشهر تسلط بر نقده است..."[4]

به ياد جنگ جهاني اول مي افتم درست است كه با ترورولیعهد اتریشدر28ژوئیه 1914درشهر سارایو،آتش جنگ جهاني شعلهور شد اما اين سطحي نگري است كه معتقد شويم آن ترور علت تامه آن جنگ خانمانسوز بوده زيرا در شرايطي كه زمينه هاي آن از قبل فراهم گشته آغاز نگشتن جنگ عجيب و خرق عادت است.

عوامل مسلح حزب دمكرات پس از شليك هوايي به بيرون از ورزشگاه ريخته وخود را به سوي بخش كردنشين شهر ميكشند اما در عبور از منطقه ترك نشين، درگیریها و جنگ، كشته هاي متعددي از هر دو طرف بر جاي مينهد ترکها از لحاظ سلاح در مذيقه بودند با معدود اسلحههايي كه در اختيار داشتند به مقابله برمیخیزند اما در نهایت بخش اعظم و قسمتهای عمده شهر به تسخیر حزب دمکرات درمی آید.

كيهان در روز1/2/58 اشاره ميكند كه در "ميتينگ نقده بين سيزده هزار كرد مسلح و غيرمسلح يا بنا به قول ديگري بيست هزار كرد مسلح و غيرمسلح وجود داشتند طبيعتاً عدهاي كشته شدند."[5] در حالیکه مردم نقده كه در مقابل حزب دمكرات با چنگ و دندان مقاومت ميكردند تنها ۴۰۰ یا ۵۰۰ قبضه اسلحه کمری یاسبک جنگی داشتند.

بعد از ظهر همان روز عباسي استاندار آذربايجانغربي به نقده مي آيد و ساعتها با ملاصالح رحيمي امام جمعه اهل سنت نقده و حاج ابراهيم محرر مذاكره ميكند اما بي آنكه موفق شود آبي به آتش گر گرفته بپاشد شهررا ترك ميكند.

شب از راه ميرسد و سكوتي قبرستاني كل شهر را فرا ميگيرد هيچ انساني حتي حيواني در سطح شهر ديده نميشود از ترس و واهمه، همه شهر به كنج خانه ها خزيده اند.

دومين روز شهر جنگ زده بلافاصله پس از طلوع آفتاب با شليك گلوله هايي آغاز ميشود بيشترين تلفات و كشته ها از خانواده هاييست كه مثلا از خانواده هاي تركهاي تك افتاده در منطقه كردنشين ساكن هستند و يا بر عكس.

تقدير شوم را ببين! كه آنان با صعه صدر بيشتري كه داشتند از طرف هر دو قوم به همديگر بيشتر نزديك بودند و همين احساس قرابت آنانرا به زندگي در مجاورت همديگر كشانده بود اما اكنون بيشترين زخم جنك بر آنان وارد ميشود. نمونه اي از اين خانواده ها، خانواده مرحوم بدلي بود كه به اتفاق خانواده خانمش همگي يعني 11نفر اعضاي خانواده كشته شدند.

جنگ و گريز سه روز ادامه مي يابد روز چهارم نيروهايي از اروميه مي رسند مجله چشم انداز ايران به نقل از آقاي هوشمند مينويسد:

چهار روز پس از آغاز فاجعه، آقای حسني” (امام جمعه وقت اورمیه) پس از دادن يك اطلاعيهراديويي و دعوت از مردم جهت دفع عوامل حزب دمکرات کردستان ، بهمراه نيروهايی ازارومیه راهی نقده ميشوند. برخی از منابع اعلام میکنند کهسرتيپ ظهيرنژاد فرمانده لشكر اروميه و آقاي حسني به کمک نیروهای مردمی در غائله دخالت ميكنند. و آنها ابتدا با عكس شيخعزالدين حسيني روي تانكها آمدند و كردها راه را برايشان باز كردند اما بعداً معلوم شد كه اينها نيروهاي آقاي حسني و لشكر اروميهاند. "[6]

اشتباهاتي در اين قول به چشم ميخورد عبارت است از اينكه به جاي روز سوم چهارم ذكر شده و همچنين مرحوم سرتيپ ظهيرنژاد فرمانده لشكر اروميه در روز بعد يعني چهارمين روز به همراه ارتش آمد و بدون اينكه وارد شهر شوند در بيرون شهر در سه راهي اشنويه چند توپ شليك كردند كه منجر به تخليه كامل شهر از سوي عوامل حزب دمكرات شد اما اينكه " آنها ابتدا با عكس شيخعزالدين حسيني روي تانكها آمدند و كردها راه را برايشان باز كردند اما بعداً معلوم شد كه اينها نيروهاي آقاي حسني و لشكر اروميهاند. " به نظر ميرسد كه درست باشد چون كل ورودي هاي منتهي به شهر را عوامل حزب دمكرات در دست داشتند و حركت از اروميه و ورود به شهر نقده ، بدون يك تاكتيك جنگي مستلزم درگيري بود.

در اروميه مردم جلوي لشكر 64 اروميه جمع شده بودند گل برسر خويش ماليده شيون ميكردند كه نقده از دستمان رفت حساسيت مردم به خاطر تجربيات تلخ تاريخي مانند صدر مشروطيت بود كه فكر ميكردند پس از نقده نوبت اروميه است.

برخی منابع در خصوص جنایات عوامل حزب دمکرات پس از تسلط بر شهر نقده از قول حاج آقا حسنی نوشته اند: "فردايآنروز ظهر بود كه من از دو خانه ديدن كردم كه در يكي از آنها يازده نفر راسر بريده بودند كه از ديدن آنها خيلي نارحت شدم. .... پيرمرد و پيرزن هم بين آنها بود. ۲۲ نفر ديگر را هم در جايي ديگربا طناب اعدام كرده بودند. در خانه ايي ديگر جواني را با تبر قطعه – قطعهكرده بودند. عاملين اين جنايتها كساني بودند كه ادعاي دموكرات بودنداشتند."[7]

از خانواده مرحوم بدلي تنها يك دختربچه كه در خانه حضور نداشت زنده ماند[8]اما پس از شکست عوامل حزب دمکرات و فرارشان، این بار کردهای مقیم شهر از ترس انتقام گیری جلای وطن میگردند و ماهها آواره شهرهای کردنشین دیگر از جمله مهاباد میگردند ،در اثر این جنگ، كردهاي شهر آواره و دهها و شايد هم بيشتر شهروندان نقدهاي اعم از كرد و ترك از بين ميروند و اين برادركشي بين كرد و ترك اصطكاك بين جريانات كرد را با دولت مركزي بيشتر ميكند.[9]

[1] . هویت تاریخی و مشکلات کنونی کرده و عبدالله ابریشمی – تهران : آنا، 1358ص 69.

[2] . گفتگوي نويسنده با آقاي بناوند

[3] . گفتگو نويسنده با يك شاهد عيني.

[4] . همان منبع.

[5] . كيهان روز1/2/58 شمارة 10688

[6] . چشم انداز ایران - اولين ویژه نامه کردستان - زمستان 1387ا كردستان : گذشته، حال و چالشهاي پيش رو گفتوگو با آقاي احسان هوشمند و كیهان روز1/2/58 (شمارة 10688)

و (فصلنامه تلاش :دوشنبه 30 دی 1387 كردستان : گذشته، حال و چالشهای پیش روگفتوگو با آقای احسان هوشمند مندرج درآدرس : اينترنتي http://www.talashonline.com/goftogu/matn_116_1.html).

[7] . روزنامه كيهان، مصاحبه با حجت الاسلام حسني، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۱

[8] . به نقل از شاهدان متعدد عيني

[9] . چشم انداز ایران - اولين ویژه نامه کردستان - زمستان 1387ا كردستان : گذشته، حال و چالشهاي پيش رو گفتوگو با آقاي احسان هوشمند

حادثه نقده:درسها و عبرتها ( قسمت آخر)

بعد از درگيريها، هيأت حسن نيت متشكل از حقگو(استاندار آذربایجان غربی), عزالدينحسيني، قاسملو و عدهاي از روحانيون شهر نقده تشكيل میشود .

دكترجمشيد حقگو که در جریان بحران نقده به تازگی استاندار ارومیه شده بود در این زمینه میگوید:

"وقتي من آمدم وضعيت التهابآميزي در منطقه حاكم بود كه ترميم و آرامكردن آن سختترين چالشهاي پيش روي من بود. نقطه آغاز فعاليت من از حل مسئله نقده شروع شد درگيريهاي نقده از آنجا پيش آمد، كه حزب دموكرات كردستان به عنوان پيشدرآمد تجديد فعاليتهاي خود درمهاباد همايش مسلحانه برگزار مينمايد و قرار ميگذارد كه در نقده هم همين برنامه را تكرار كند و افراد خود را بهطور مسلحانه و با آرايش نظامي به خيابانها بياورد. اين امر خيلي تحريك كننده و نوعي قدرتنمايي درمقابل اهالي غيركرد نقده به حساب ميآمد غافل از آن كه نقده با مهاباد تفاوت زياد دارد ... البته مسؤلين استان هم قبلاً تذكر لازم داده بودند كه در نقده اين نمايش نظامي انجام نگيرد ولي صـحنـه گـردانان حزب دموكرات گوش فرا نميدهند. حادثه از اينجا شروع ميشود كه حزب دموكرات با چندهزار كُرد مسلح به خيابانها ميآيند و باعث حيرت و تحريك احساسات اهالي تُركزبان شهر ميشوند به گفته شاهدان عيني تعداد زيادي از اين افراد مسلح ظاهراً كُرد، غير كُرد بودند كه از جاهاي ديگرآمده بودند ولي همه ملبس به لباس كُردي بودند بدون اينكه حتي يك كلمه كردي بلد باشند! با رويارويي با اين وضع خطرناك و جلوگيري از بحراني شدن بيشترآن، شبانه شمار اندكي از جوانان از جان گذشته با يك نفربر خود را از اروميه به نقده ميرسانند و سحرگاهان با مانور ماهرانه نظامي - رواني چنان وانمود ميكنند كه دهها تانك و توپ ارتش شهر را فرا گرفته است بهطوريكه خيلي از افراد مسلح از شهر فرار ميكنند و بهدنبال آن ارتش از اروميه ميرسد و شهر آرامش خود را دوباره باز مييابد، در جريان اين جنگ ناخواسته عدهاي از افراد تُرك و كُرد كشته از جمله ميرزاعلي بدلي يكي از افراد پاكدامن و اصيل نقده با يازده نفر از افراد خانواده خود در خانهاش قتلعام ميشود كه بهنوبه خود به التهاب و جريحهدارشدن افكارعمومي ميافزايد. بعد از اين حوادث بسياري از مردم كُرد نقده از ترس انتقامجوئي اهالي تُركزبان نقده به دهات و شهرهاي اطراف و بيش از همه به مهاباد فرار ميكنند. اين مسئله در آن روزها يكي از معضلات جنجال برانگيز منطقه شده بود وقتي در تهران انتصاب من مسجل شد به پيشنهاد يكي از دوستان نقدهاي، قبل از رفتن به استان از طريق تلگراف به كُردهاي نقدهاي مستقر در مهاباد پيام فرستادم كه من ميآيم و علاقه دارم كه در اولين اقدام مسئله نقده حل شود و همه آنها كه از نقده رفتهاند به خانه و كاشانه خود برگردند اين تلگراف بسيار كارساز بود و اثر مطلوبي در مخاطبين گذاشت بنا بر اين مسئله نقده در اولين روزهاي ورود به اروميه جزء اولويت كاري من قرارگرفت. بههمين منظور طي جلساتي كه در فرمانداري نقده با هر دو طرف درگير داشتم خـوشبختانه بحران بغرنج نقده از طريق گفتوگو، به صورت مسالمت آميز حل شد و به ياري خدا، مردم كرد به خانه و زندگي خود در نقده برگشتند. تا آنجا كه يادم ميآيد از جمله افرادي كه در اين گفتوگوها حضور داشتند دوست قديمي من آقاي علي خلخالي شهردار اسبق نقده و از مبارزين با سابقه قبل از انقلاب بود و ابتكار ارسال پيام تلگرافي به مهاباد و تشكيل جلسه حل اختلاف كُردها و تُركزبانان نقده به توصيه او بود، مرحوم حاج ميرزا ابراهيم محرر روحاني با نفوذ نقده، آقاي عـظيـم معبـودي از معتمدين شهر نقده، ملاصالح رحيمي امام جمعه اهل سنت نقده، و عدهاي از ريشسفيدان و معتمدين تُرك وكُرد نقده و همچنين دكتر رحيم سيف قاضي كه از افراد بسيار تأثيرگذار جلسه بود، و از محل اقامت خود باكو براي رفع اختلاف بين تُرك و كُرد آمده بود وآقاي محمدامين سراجي كه با من آشنائي قبلي از دوره دانشجوئي در دانشگاه تهران داشت و همچنين تا آنجا كه يادم ميآيد آقايان دكتر قاسملو، غني بلوريان، كريم حسامي، نبي قادري، مصطفي هجري از سران حزب دموكرات در اين جلسات حضور داشتند." [1]

آقای دکتر قاسملو که در این جنگ خانمانسوز نقش اصلی داشت بعدا ضمن توجیه آن مینویسد:

"اما روز ٣۱ فروردین برای برگزاری یک میتینگ مسالمت آمیز به نقده رفته بودیم، عدهای بما ایراد میگیرند که در میان تظاهر کنندگان افراد مسلح حضور داشتند، این واقعیت دارد، ولی من همین امروز از رادیو شنیدم که در اهواز، تظاهرات مسلحانه ای بوده و حتی تیراندازی هوائی بعنوان اظهار شادمانی انجام شده است و آنها که ایراد بر مسلح بودن بعضی افراد شرکت کننده دارند، در واقع میخواهند چنین وانمود کنند که ما تیراندازی را شروع کردهایم. اما در شروع میتینگ، تیراندازی از خارج شروع شد. اوضاع کمی رو به آرامش نهاد، اما نیم ساعت بعد، تیراندازی دوباره شروع شد و مردم پراکندند و باید به محل کردنشین نقده باز می گشتند. بازگشت مردم به محله کردنشین ها طوری بود که باید از محل ترک نشین ها می گذشتند.در جریان عبور معلوم شد که روی تمام پشت بامها سنگربندی شده است وعدهای هم تیراندازی میکردند. بعد معلوم شد در خانه ی نزدیک محل برگزاری میتینگ، دیوارها قبلا سوراخ شده و سنگر گیری کرده بودند و شخصی که میخواست بداند تیراندازی از کجاست، گرفتار افراد داخل خانه شد که او را کشتند و دو نفر از مأموران انتظامات را هم در آنجا کشتند و اسلحه های آنها را بردند ما با کمیته شماره یک تماس گرفتیم و تنها خواست ما این بود که راه مهاباد را باز کنند تا ما بتوانیم از شهر خارج شویم که این خواست ما هم مورد توجه قرار نگرفت.

روز یکشنبه صبح که تقریبا آتش بس برقرار شده بود، با همه اینها ارتش تصمیم به دخالت گرفت. با دخالت ارتش، ما تماس هایی از مهاباد با دولت و استانداری در ارومیه و دفتر آیت الله طالقانی گرفتیم و همچنین تلگرامی به حضور ایت الله خمینی فرستادیم و در همه آنها متذکر شدیم که اعزام ارتش به این منطقه، ممکن است وضع را متشنج بکند، چون ما اطمینان نداشتیم که ارتش بتواند بی طرفی خود را حفظ کند. اما متاسفانه خواست ما مورد قبول قرار نگرفت و ارتش بطرف نقده اعزام شد. ما به هیچوجه سرجنگ با ارتش نداشتیم و همیشه هم گفته ایم که پشتیبان دولت انقلابی آقای بازرگان هستیم. هنگامیکه ارتش اعزام شد، ما نماینده ای فرستادیم تا با فرمانده بطرف نقده برود مبادا از طرف افراد ما تیراندازی بطرف آنها صورت گیرد. ولی وقتی که دوست ما در سه راه نقده به ارتش برخورد، مشاهده کرد عدهای از مجاهدان ارومیه هستند که ارتش را بطرف نقده رهبری می کنند و دوست ما را همانجا دستگیر کردند و اگر دخالت بعضی از ارتشیان نمی بود، افراد کمیته ها او را می کشتند. ارتش بطرف نقده پیشروی کرد و در آنجا برخلاف آنچه فرمانده لشکر ادعا میکند، در نقده دخالت کرد و حتی از نقده هم خارج شد. هلی کوپترها، تانک ها، تا ده پانزده کیلومتری نقده پیشروی کردند و دهات کردنشین را زیر آتش گرفتن.

در جریان نقده و ورد ارتش، دوستان ما شهادت داده اند که سربازان ارتش بطور مستقیم بطرف کردها تیراندازی نمی کردهاند، و تانک ها و زره پوشها در اختیار کمیته ها بوده و آنها عملیات نظامی را در داخل شهر نقده رهبری میکردند. بعد از این زد و خوردها، استاندار و دولت پیشنها کردند که ما افراد مسلح خود را فراخوانیم، تا طرف مقابل هم این کار را بکند و آتش بس برقرار شود. ما این کار را کردیم به شهادت همه، ولی طرف مقابل این کار را نکرد و به طرف ما پیشروی کرد و بسیاری از خانه را غارت و ویران کردند"[2].

دکتر چمران که خود در کردستان و درگیریهای آن حضور مستقیم داشت در خصوص نیات حزب دمکرات کردستان از متینگ نقده می نویسد:

« یکی ازبرنامه های دیرین حزب دمکرات و احزاب چپ دیگر نفوذ به آذربایجان و اتصال دو منطقه بحرانی به هم بوده و تظاهرات مسلحانه به نقده به همین منظور صورت گرفت.... زیرا نقده دروازه آذربایجان است و برای نفوذ به اذربایجان سیطره بر نقده ضروری بود.» .[3]

در هر صورت، آن ميتينگ لعنتي در آنروز شوم با پيامدهاي تلخش، به عبرت در حافظه تاريخي مردم شهر باقي ماند تا نسلهاي جديدي كه از راه ميرسند بدانند كه احزاب و قدرتها مي آيند و ميروند اما هيچ امري ارزشمندتر، زيباتر و متعالي تر از مودت انساني، درك حضور ديگري و با سعه صدر زيستن در مجاورت همديگر نيست.

پس از سه ماه كشمكش و آوارگي كردهاي نقده، مذاكرات و راي زني ها براي بازگشت آنها به خانه هاي خود، به نتيجه مي رسد و كردها به نقده بر ميگردند مردم ترك نقده به استقبالشان مي روند:

"با ماشينها مي آوردند تا سه راهي محمديار به استقبالشان رفتيم همديگر را در آغوش ميگرفتيم مي بوسيديم "[4]...

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . چشم انداز ایران - دومین ویژه نامه کردستان - پاییز 1384 دو شكاف: شكاف بين هيئت حاكمه و مردم و شكاف بين مردم و گروههاي متخاصم: گفتوگو با دكترجمشيد حقگو (استاندار اسبق آذربايجان غربي)

[2] . آیندگان، مورخه 20/3/1358همچنین بنگرید به: کُردستان و کُرد ،عبدالرحمن قاسملو ،و رگیر عبدالله حسن زاده – بی جا : بی نا،1352/1973

[3] . کردستان ؛ نوشته مصطفی چمران- تهران : بنیاد شهید چمران ، 1364. صص 40 – 39

[4] . گفتگوي نويسنده با آقاي بناوند


برچسبها: نقده, سولدوز, حزب دموکرات, کومله, جنگ در نقده

برچسب: نویسنده: بهار حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 4:00

صفحه بندی